غوطه­ور شدن در سبزینگی جاودانه کتاب حماسه سرایی در ایران و خوشه چینی از آن، کاری بس سخت و دشوار است. از صفحه 370 آن کتاب- و از واپسین سطور مبحث « جرون نامه »- سر مطلع شعری را بهانه قرار می­دهیم و زمزمه می­کنیم:

هزاران درود و هزاران سلام          زما بر محمد علیه السلام

            ... و اما بعد ، گفتار سوم زینت یافته با « شنهشاه نامه صبا » کتابی حماسی تألیف فتحعلی خان صبای کاشانی شاعری از عهد قاجار. هم او که در حضور بیدگلی ، شاعر شهیر قرن دوازدهم شاگردی نموده است و از آنجا به دربار زندیه راه یافته است. وی بعد از زندیه در دربار قاجار اعتباری به هم زده و به مداحی سه سلسله قاجار و بعد از آن باباخان قاجار( فتحعلیشاه) پرداخته است. او توانست در تهران در معیت شاه قاجار عنوان  ملک الشعرایی را هم بدست آورد. صبا شاعری مقتدر و استاد و قصیده سرایی زبردست بوده است. البته در مثنوی هم طبیعی آزموده وکتابهای گلشن صبا و شهنشاه نامه و خداوند نامه  را به یادگار گذاشته است. صبا به سال 1238 هجری رخت­ از جهان فانی بسته و به دیار باقی شتافته است. منظومه شهنشاه نامه در بحر متقارب به شرح جنگهای عباس میزرا پرداخته است. البته تسمیه این منظومه به اشارت فتحعلی شاه صورت گرفته و این منظومه،  موقع جنگ روس در کنار رود ارس نگاشته شده. سر آغاز این منظومه بسیار لطیف و زیبا سروده شده :

                                               بنام خداوند آموزگار
                                                نگارنده نامه روزگار

نقطه مقابل شهنشاه نامه ، خداوند نامه است که در شرح احوال حضرت رسول وامیرالمؤمنین، علی علیه السلام است. بنابه روایت فاضل خان گروسی ، صبا این منظومه را در سه سال تمام نموده است. و اما استاد ذبیح الله صفا در ادامه گفتار سوم، منظومه­های تاریخی دیگری را هم آورده که به اختصار بیان شده­اند: « غزای سلیمانی » در تاریخ فتوح شاه سلیمان عثمانی، « شاهنامه بهشتی » در باب جنگهای سلطان مراد سوم عثمانی، پسر سلطان سلیم، و « فتوح العجم » در باب فتح تبریز به دست عثمان پاشا، که شاعری به نام جمالی ابن حسن شوشتری از شعرای قرن دهم سروده است.

« فتحنامه عباس نامدار » یا شاهنامه صادقی از صادق افشار، از شعرای عهد شاه عباس صفوی که به وقایع ایران، جلوس شاه اسماعیل ثانی و قتل شاهزادگان صفوی تا اواخر عهد شاه عباس کبیر اشاره نموده است.

« شاه جهان نامه »، که به عنوان ظفرنامه شاه جهان نیز مشهور است، از شاعر نام آور عهد صفوی ، ابوطالب کلیم کاشانی (درحدود پانزده هزار بیت.) این کتاب از جنگها و فتوحات امیرتیمور گورکان آغاز شده و سرگذشت اولاد او از شاهرخ و عمر شیخ و ایرانشاه و ابوسعید و بابرشاه جهان گورکانی در آن آمده است.

« منظومه نادری » از گوینده ای به نام محمد علی در ذکر نادر شاه افشار و فتوحات او بیان شده است.

« شهنشاه نامه یا مرآت عثمانی » از شاعری به نام صدرالدین، در تاریخ عثمانی، از سلطان عثمان خان غازی، سرسلسله آن خاندان ، تا سلطان عبدالحمید ثانی ؛ با بیت زیبای

                                                                                    بنام خداوند نزدیک و دور
                                                                                    خداوند ماه و خداوند هور

آغاز و سروده شده است. « وقایع الزمان » یا فتحنامه نور جهان بیگم در واپسین سال­های سلطنت محمد جهانگیر ، پادشاه گورگانی هند و جنگهای این پادشاه با سرکشان و دشمنان ، شیرازی در کابل، تهیه و آماده شده است.

   «آشوب هندوستان » در باب جنگها و کشاکش­های پسران شاه­جهان گورگانی برای جلوس بر تخت سلطنت هندوستان از قیام مراد بخش تا مرگ دارا شکوه؛ یعنی وقایع سال 1067 1069 که بهشتی به نظم آورده و آنرا ، آشوب هندوستان نامیده است.

   «شهنامه نادری » را در باب حمله نادر به هندوستان و فتح آن کشور در سال­های 1151 1152 نظام الدین سیالکوتی قرشی از معاصران احمد شاه درانی پادشاه افغانستان به  اتمام رسانده است.

   «شاهنامه احمدی » از همین شاعر، مشتمل بر احوال احمد شاه درانی از مرگ نادر تا حمله احمد شاه بر سفر الله خان رئیس بلوچ و شکست دادن آن است.

   « فتحنامه » از شاعری به نام شیخ حسام الله که در سال 1161 در باب جنگ میان احمد شاه درانی با هندوستان به نظم آورد.

   « فتحنامه صفدری » از یک شاعر هند و در باب جنگهای محمد شاه گورکانی با بعضی از امرا و مهاراجه­های هند که پس از بازگشت نادر از هند در آن سرزمین وقوع یافت.

   « جنگنامه غلام خان » که یکی از شعرای رامپور در باب منازعات غلام محمد خان معروف به « جنگ ذوخواه » دومین پسر فیض الله خان از مشاهیرامیرای محلی رامپور با برادران خود در قرن سیزدهم به نظم در آورده است.

   « علیمردان نامه » از میزا عبدالله شهاب پسر حبیب الله ترشیزی شاعر قرن دوازدهم و سیزدهم در باب اعمال علیمردان خان زند و از  میان بردن فتنه ذوالفقارخان به رشته تحریر در آمده است.

   « جرجیس رزم » از صفدر علیشاه متخلص به منصف، در باب نخستین کارهای انگلیسیان در فرو گرفتن هندوستان نگاشته شده است.

   « جارجنامه » که در سه مجلد به چاپ رسیده و ناظم آن یکی از زرتشتیان هند به نام ملافیروز بن کاوس است.

« قیصری نامه » از یکی از شعرای هند بنام « منشی بیشان لعل » متخلص به ناظر در ذکر اعمال امپراطور انگلستان و بعضی از امرای هندوستان که به سال 1297 هجری به پایان رسیده است.

   « میکادو نامه » از شاعری بنام میزرا حسین علی شیرازی در ستایش امپراتور ژاپن نوشته شده است.

   «قیصر نامه » از شاعر استاد مرحوم ادیب پیشاوری درباب ویلهم امپراطور مستعفی آلمان نوشته شده است.

   « سالارنامه » منظومه ییست شامل بیش از 4500 بیت که قسمتی از آن را میزرا آقا خان کرمانی و قسمتی دیگر را شیخ احمد ادیب کرمانی به نظم در آورده است.

منظور از ترتیب این منظومه ایجاد یک تاریخ منظوم برای ایران بوده و در آن چنین آمده است که تاریخ ایران بر اثر اشتباهات مورخان قدیم به صورت­های نادرست گرد آمده است. و بعد از این مقدمه و علت اقدام به نظم این کتاب از ملت « آریانا » و سلاله­های ساختگی آبادیان که سیامک از آن قوم بود و آجامیان که جمشید سر سلسله آنان بود و فریدونیان و احوال سلم و تور و سلاله مادی و پادشاهی کیقباد و زمان فترت مادی و هخامنشانیان با اشاره به کیخسرو و سیروس اعظم وغیره سخن رفته است و بعد از اشکانیان و ساسانیان و سلسله­های اسلامی تا سلطنت مظفرالدین شاه، به نظم در آمده است.

فصل چهارم

حماسه­های دینی

1-   خاوران نامه

از حماسه­های قدیم دینی شیعه، خاوران نامه است. در شرح احوال و داستان­هایی از  علی بن ابیطالب علیه السلام. در باب امام اول شیعیان میان شیعه تدریجاً داستان­هایی پدید آمده که بعضی از آنها مبنی بر حوادث تاریخی یعنی جنگهای او در حیات محمد بن عبد الله صلعم و هنگام خلافت و شجاعتهای وی است. منتهی، به تدریج عناصر داستانی بر آنها افزوده شده است.

برخی دیگر از داستان­ها به کلی دور از حقیقت تاریخی و افسانه محض است که اندک اندک میان ملت ایران و بر اثر اخلاص شدید این قوم نسبت به حضرت علی علیه السلام و در آمدن او در صف پهلوانان ملی وجود یافت.

موضوع اصلی خاوران نامه سفرها و حملات علی علیه السلام است به سرزمین خاوران به همراهی مالک اشتر و ابوالمحجن و جنگ با قباد پادشاه خاورزمین و امرای دیگری مانند تهماسب شاه و جنگ با دیو و اژدهها و امثال این وقایع.

ناظم خاوران نامه مولانا محمد بن حسام الدین مشهور به ابن حسام از شعرای قرن نهم، متوفی به سال 875 هجری است. دولتشاه سمرقندی در تذکره الشعرای خویش در باب ابن حسام چنین نگاشته است: ملک الکلام مولانا محمد حسام الدین المشهور با بن حسام رحمه الله علیه،  به غایت خوش گوست  و با وجود شاعری صاحب فضل بوده و قناعتی و انقطاعی از خلق داشته.

2-   صاحبقران نامه

دیگر از حماسه­های دینی قدیم، منظومه ییست به نام صاحبقران نامه در داستان سیدالشهدا حمزه بن عبدالمطلب عم محمد بن عبدالله صلعم. این منظومه به سال  1073 هجری به نظم در آمده است و ناظم آن معلوم نیست. داستان کتاب به 62 قسمت تقسیم شده و در مقدمه همه آنها حمد یزدان و نعت رسول و فهرست مطالب کتاب آمده است. این کتاب دارای جنبه داستانی است و داستان آن مذهبی است. این کتاب در ایران پدید آمده است. در آن از سرگذشت حمزه در دربار انوشیروان و عشق او با دختر پادشاه ایران و جنگهای وی با شاهان توران و هند وممالک فرنگ سخن رفته است. صاحب و ناظم صاحبقران نامه در متابعت از فردوسی و تقلید از وی کوشیده است.

3-   حملۀ حیدری

یکی از مهمترین منظومه­های حماسی دینی حملۀحیدری است. حمله حیدری راجع است به زندگی محمد بن عبدالله (ص) و علی بن ابیطالب (ع) که به حمد خداوند و نعت پیامبر و علی و ائمه اثنی عشر و صاحب الزمان آغاز شده و به بعثت پیغمبر و احوال محمد بن عبد الله و علی بن ابیطالب علیه السلام و غزوات واحوال او تا پایان خلافت و ضربت خوردن و شهادت ولی پایان می­پذیرد. این کتاب از روی کتاب معارج النبوة و مدارج الفتوة تألیف معین بن حاجی محمد الفراهی به نظم در آمده است.

ناظم اصلی این کتاب میرزا محمد رفیع خان باذل پسر میرزا محمد است. میرزا محمد رفیع صاحب حمله حیدری پس از چندی در دهلی به خدمت شاهزاده مظفر الدین در آمد و سال­ها با وی مشهور گشت و در نهایت به سال 1123 یا 1124 در دهلی درگذشت. بعد از مرگ وی حمله حیدری نیمه تمام ماند ولی شاعری به نام میرزا ابوطالب فندرسکی معروف به ابوطالب اصفهانی کار او را تمام کرد.

باذل، در بخشی از  حملۀ حیدری نیز به سرگذشت پهلوانان وشاهان گذشته و ذکر نام گروهی از حماسه سرایان پرداخته است که بسیار مهم است.

4-   مختارنامه

گویندۀ این منظومه شاعریست به نام عبدالرزاق بیک بن نجفقلی خان دنبلی متخلص به مفتون که غزوات مختار بن ابی عبیده ثقفی، مبارز و مجاهد بزرگ شیعه کیسانه را به نظم کشیده است. مجموع ابیات آن از پنج هزار متجاوز است.

5-   شاهنامۀ حیرتی

منظومه ییست به بحر هزج در ذکر غزوات حضرت رسول وائمه اطهار که بیست هزار و هشتصد بیت دارد. گوینده آن حیرتی از شاعران عهد شاه طهماسب اول است که به سال 952 منظومه خود را به نام آن پادشاه به پایان برد. وفات او به سال 970 در کاشان اتفاق افتاد.

6-   غزونامۀ اسیری

       این منظومه به بحر متقارب در شرح غزوات حضرت رسول اکرم ساخته شده و گویندۀآن شاعر یست به نام اسیری که در عهد شاه طهماسب اول ­از ایران به استانبول رفت ودر خدمت سلطان سلیمان قانونی پذیرفته شد و این منظومه را به نام او سرود. وی خمسه یی به تقلید از نظامی ساخته و درآن خود را همشأن جامی دانسته است.

7-   کتاب حملۀ راجی

غیر از حمله حیدری باذل در باب از احوال محمد بن عبدالله صلعم و سرگذشت علی بن ابیطالب علیه السلام و جنگهای او منظومه­یی به نام حمله حیدری یا حمله دردست است که البته نباید با حمله حیدری باذل اشتباه شود. داستان کتاب آغاز شده است به مکالمه رسول خدا با فاطمه بنت اسد و تولد علی بن ابیطالب علیه السلام در بیت المقدس و بیان بعضی از حالات پیامبر اسلام و ازدواج با خدیجه و بعثت به رسالت ...ناظم این کتاب یکی از شعرای قرن سیزدهم هجریست به نام ملابمانعلی متخلص به راجی از مردم کرمان. این منظومه به امر شاهزاده ابراهیم خان آغاز و در مدح وی سروده شده است.

8-   خداوند نامه

از ملک الشعرای فتحعلی خان صبای کاشانی که در ذیل نام شنهشاهنامه از او سخن گفته شده است. این کتاب مفصل­ترین حماسه دینی است. موضوع این کتاب شرح احوال محمد بن عبدالله صلعم از آغاز کار است و پس از آن احوال علی بن ابیطالب علیه السلام و نبردهای او و خلافت وی وجنگهای او در دوره خلافت جنگ صفین می­آید.

9-   اردیبهشت نامه

   از شعرای بزرگ و استاد عهد قاجاری است که در سده اصفهان متولد شد. اهمیت عمده سروش در تتبع قصاید فرخی است و در پیروی از سبک فرخی تا به درجه­یی رسید که اغلب ابیات او بعین مانند استاد سیستانی است.

             وی در سال 1285 هجری از دنیا رفت.

منظومه اردیبهشت نامه حماسه یسیت دینی که سروش در ساختن آن محققاً به خداوند نامه صبا نظر داشته زیرا مانند او از شرح احوال حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم آغاز کرده است.

اردیبهشت نامه شامل چند بخش است و اولین موضوع داستان از بخش نخست گفتار در خلقت نور مصطفی صلوات الله علیه پیش از آفرینش جهان است. در ادامه به مدح میرزا یوسف مستوفی الممالک آشتیانی و سپس به شرح غزوات احد وغزوات دیگر پرداخته است.

10-  دلگشاد نامه

این منظومه در ذکر اخبار مختاربن ابوعبیده الثقفی است که به کین خواهی از حسین ابن علی علیه السلام در کوفه قیام کرده بود. این منظومه را میرزا غلامعلی آزاد بلگرامی، از شعرای قرن دوازدهم هجری، مؤلف کتاب نفیس  « سبحه المرجان » در علوم ادبی ،که به سال 1200 وفات یافت ، به نظم در آورد.

11-  جنگنامه

این کتاب از شاعری است متخلص به « آتشی » حاوی منظومه­هایی به عناوین : جنگ نامه محمد بن علی جنگنامه علی علیه السلام در بئر العلم باجنیان جنگ ادهم با مکید داستان غزای تبوک و گریختن لشکر از ضرب ذولفقار داستان جنگ حیدر کرار با ذوالخمار- داستان شاه ولایت و سر بخشیدن برعد مغربی غزای شاه ولایت با مهلهل و مخلخل داستان جنگ حیدر کرار با سلاسل ملعون . این داستان­ها که همه دارای جنبه حماسی کامل اما فاقد ارزش و اعتبار ادبی است، برخی به بحر متقارب و مابقی به صورت قصائد مفصل سستی است و مجموعاً در سال 1271 چاپ شده.

12-  داستان علی اکبر

این منظومه در شرح احوال علی بن الحسین مشهور به علی اکبر و قاسم بن حسن است که شاعری موسوم به محمد طاهربن ابوطالب در سال 1298  آنرا به پایان رسانیده است.

گفتار چهارم

بنیاد داستانهای ملی

مقدمه

فصل اول ــ شاهان

الف) پیشدادیان:

1-  کیومرث                        2- هوشنگ                  3- تهمورث                              4- جمشید       

5- ضحاک                        6- فریدون                    7- ایرج و داستان او با سلم وتور

8- منوچهر ، آغاز دوره پهلوانی                     9- نوذر

10- زاب                                                     11- گرشاسپ

ب) کیان:

( کیان و هخامنشیان جنبه تاریخی داستان کیان کلمه کی فرکیانی)

1-کیقباد                                         2 تا 5 کی اپیوه ، کی ارشن ، کی بیرشن ، کی پشین

6- کاوس                                       7- سیاوش                   

8- کیخسرو                                         9 - کی لهراسب                                                                                       10- کی گشتاسب                                11- کی بهمن ، آغاز دوره تاریخی                                                     12- همای                                            13- داراب                                    

14- دارا پسر داراب                                    

15- اسکندر.

 

ج) اشکانیان

فصل دوم ــ پهلوانان

1-   پهلونان سیستان

2-   کاوه ، درفش کاویان ، قارن ، قباد

3-   پهلونان اشکانی ( گودرزیان فرود پلاشان میلادیان برزینیان فریدونیان )

4-   آرش شواتیر

5-   نوذریان

6-   پهلونان کیانی

فصل سوم ـــ دشمنان ایران

1-   دیوان

2-   تورانیان ( توران و قوم تورانی پهلوانان و شاهان: افراسیاب اغریرت کرسیوز خاندان ویسه).

مقدمه

داستان­های ملی ایران که در شاهنامه و حماسه­های دیگر می­بینیم؛ چنانکه گذشت مسائلی ابداعی و ابتکاری نیست ، بلکه اغلب و نزدیک به تمام آنها را مبادی تاریخی است که با گذشت روزگار، عناصر داستانی مختلفی بر آنها افزوده شده و آنها را به صورت­هایی که می­بینیم در آورده است. بنابراین باید تعصب و انکار را در این باب یک سو نهاد و با دقت و تحقیقی بیشتر به کار پرداخت.

بنابر آنچه خواهیم دید بسیاری از رجال داستانی و اساطیری حماسه­های ملی ما، اصلاً و اساساً وجودهای تاریخی و حقیقی بوده­اند. که از بعض ایشان در روایات ملی و مذهبی هندوان نیز آثاری می­یابیم و وجود همه آنان به یاری
قدیمی­ترین قطعات اوستا، ثابت و محقق می­شود. مطالب این گفتار در سه فصل ذکر خواهد شد:

1-   شاهان

2-   پهلوانان

3-   دشمنان ایران ( دیوان ، توران ، رزمیان ، تازیان )

فصل اول

شاهان

الف- پیشدادیان

کلمه پیشدادی و جمع آن پیشدادیان منسوب است به پیشداد و بر دسته­یی از شاهان اطلاق می­شود که میان دوره گیّومَرث و کیقباد زندگی می کرده و بر ایرانشهر حکمروایی داشته­اند.

کلمه پیشداد معادل یک کلمه اوستایی به همین معنی است که عبارتست از « پَرَذاتَ » پَرَ یعنی پیش که معادل پهلوی آن  پش و ذاتَ که خلق شده و مخلوق معنا شده است. در روایات مذهبی مزدیسنان، تاریخ بشر ظاهراً به 3 دوره تقسیم میشود:

نخست : عصر مردمی به نام « پَرَذَاتَ » که ذکر آن گذشت.

دوم : دوره گروهی موصوف به صفت « پئوئیریّوتکَئشَ » یعنی نخستین آموزندگان کیش یا نخستین دینداران که مرکب
           است از دو جزء پَئوئیریَو یعنی نخستین، و تکَئشَ، که معادل آن در زبان فارسی کیش است.          

سوم : دوره مردمی به نام « نَبانَزدیشتَ » یا مردم دوره­های نزدیک و معاصر و بنابر عقیده اشپیگل نیاکان نزدیک.

1-   کیومرث

نخستین شاه داستانی- نخستین بشر اوستایی

در شاهنامه نخستین پادشاه جهان گیومرث شمرده شده و در تاریخی که براین روایت و یا مأخذ آن مبتنی است و تنها بعضی از مورخان که مستقیماً یا مع الواسطه از مأخذ پهلوی استفاده کرده­اند او را نخستین خرد بشر و هوشنگ را اولین فرمانروای ایرانشهر دانسته­اند.

در روایات مذهبی نیز برای گیومرث سلطنت مطلقه­یی چنانکه در شاهنامه می­بینیم تصور نشده است. بلکه او نخستین فرد بشر است که خلق شده و از پس اوآدم و حوای مزدیسنا یعنی « مشیَّک » و « مشیّانَگ » پس از چند سال فترت پدیدار گشته­اند. این دو اسم در اوستای موجود نیامده است ولی شکل ظاهری و معمول آنهاچنین  می رساند که این هر دو نام در قطعات مفقود اوستا موجود بوده است. دراوستای دوره ساسانی که اکنون قسمتی از آن مفقود است گیومرد و نخستین جفت بشر چند بار ذکر شده بودند و این اطلاع از کتاب 8 و 9 دینکرد که خلاصه­یی از آنست می­آید. در تفسیر پهلوی یسنای 19 تعبییرات و کنایات ذیل را مربوط به کیومرث دانسته­اند: مرد درست نیک اندیش نخستین کسی که اندیشه نیک بدو راه یافت.

از میان پادشاهان داستانی ایران گیومرث را باید در درجه دوم وسوم عظمت قرار داد؛ زیرا این پادشاه هیچگاه به شهرت و عظمت پادشاهی مانند جمشید و فریدون نرسیده و نام او به هیچ روی مانند این دو بر سر زبان­ها نیفتاده و در موارد مختلف از نظم و نثر پارسی تکرار نشده است.

2-   هوشنگ

در داستان ملی ، هوشنگ دومین پادشاه ایران است که پس از گیومرث به پادشاهی هفت کشور نشست. پدرش سیامک در جنگ با دیوان کشته شد و هوشنگ انتقام پدر را از دیوان گرفت و آن گاه که گیومرث رخت از جهان بربست او به جای نیا به فرمانروایی نشست و چهل سال سلطنت راند و آهن و آتش را کشف کرد و جشن سده را آیین نهاد و آب از دریاها برآورد و در جویها روان ساخت و کشاورزی و به دست آوردن پوشیدنیها را از پوست حیوانات به مردم آموخت. اما در اوستا هوشنگ پهلوان بزرگ و مرد پارسای مقدسی است که نامش «هئوشینگهه » و نزدیک به تمام موارد ملقب بر «پرذَاَتَ» است. در باب این کلمه که ممکن است. نخستین قانونگذار یا نخستین مخلوق تعبیر شود قبلاً سخن گفته شده است. در همه یشتهای اوستا نام هوشنگ در مقدمه نام شاهان و پهلوانان ذکر شده است. مگر در فروردین یشت (یشت 13).

بنابر آنچه گفته شد. هوشنگ تقریباً در همه داستان­های قدیم ایرانی جز بعض معدود، نخستین شاه هفت کشور شمرده شده است.

3-   تهمورث

در شاهنامه فردوسی چنین آمده است که پس از هوشنگ تهمورث به پادشاهی رسید. و او در برانداختن دیوان رنج فراوان برد. و رشتن پشم و بریدن و دوختن جامه را به آدمیان آموخت و بعضی از چهارپایان را اهلی کرد و بسی رسم­های نیکو آورد. وزیر او شید سب نام در راهنمایی پادشاه به عدل و انصاف سعی بسیار کرد. چون دیوان از این پیشرفت­های تهمورث آگهی یافتند در بر انداختنش همدستان شدند و به جنگ او آمدند. تهمورث دو بهره از ایشان را به افسون بست و مابقی را کشت. دیوان زینهار خواستند و به پاداش نزدیک سی خط از رومی و تازی و پارسی و چینی و پهلوی به او آموختند. تهمورث سی سال پادشاهی کرد و پس از مرگش جمشید فرزند او به جایش نشست.

نام این پهلوان همیشه در اوستا با صفت « اَزینَ وَنت » ذکر شده  واین همان است که در پهلوی و فارسی زیناوند یعنی مسلح و تمام سلاح آمده است. در کتابهای اسلامی این عنوان  به اشکال مختلف غلطی مانند  ریناوند و امثال اینها ضبط شده است. در اوستا نام تهمورث زیاد تکرار نشده و تنهادر بعضی از موارد مثلاً در رام یشت (یشت15) و بعضی جاها، مختصری به آن اشاره شده است. در شاهنامه تهمورث پسرهوشنگ است ولی در اوستا از این امر سخنی به میان نیامده و تنها مطلبی که از اوستا بر می­آید آنست که تهمورث از شاهانی است که پس از هوشنگ پیشدادی میزیسته­اند.

در مآخذ اسلامی در باب تهمورث مطلب تازه مهمی نمی­یابیم. طبری سلسله نسب این پادشاه را چنین بیان می­کند: تهمورث پسر ویونجهان پسر حماداذ پسرحماداد پسر اوشهنج و چنانکه می­بینیم در این نسب نامه تهمورث پس ویونگهان و برادر جمشید است. از مشخصات سلطنت تهمورث برانداختن دیوان و پدید آوردن خط وسواد است که تعلیم آن به امر او بوسیله دیوان صورت می گرفت و برخی از مورخان طوفان را به عهد او نسبت داده­اند.

4-   جمشید

بنابرآنچه در شاهنامه فردوسی آمده است. جمشید پسر تهمورث پس از پدر به پادشاهی نشست و نخست به ساختی آلات جنگ پرداخت و ذوب آهن را آموخت و خود و زره ساخت و خفتان و بر گستوان به وجود آورد. و در این کار پنجاه سال رنج برد. پنجاه سال دیگر رشتن و بافتن و دوختن جامه را به آدمیان آموخت و طبقات چهار گانه کاتوزیان(آتورپان آذربان) و نیساریان(- رَتشتاران جنگجویان) و نسودیان
(- پسودیان
کشاورزان) واهنو خوشی (- هوتوخشی دست وزری) را پدید آورد و پایگاه هر یک را معلوم کرد. سپس دیوان را بفرمود تا خاک را با آب در آمیزندو خانه برآورند و آنگاه گوهرها را از سنگ بیرون آورد وسپس بویهای خوش راپدید آورد وکشتیرانی به مردمان آموخت و در اینها نیز پنجاه سال رنج برد. با نقل همین خلاصه از شاهنامه و با مطالعه تواریخ اسلامی و روایات پهلوی و اوستایی در می­یابیم که جمشید از پهلوانان و پادشاهان بزرگ داستانی و مانند فریدون از بزرگترین مشاهیر قوم ایرانیست و این دعوی ما را بحثهای تحقیقی آینده به خوبی مدلل می دارد.